مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

244

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

آيندهء حامد بن بهاس ، وزير مقتدر عباسى به وى نسبت داده مىشود . ابو معشر شهرت خود را بيش از همه مديون اين افسانه‌هاست ، درحالىكه ما ، شناخت خود را از ابو معشر ، بيش از همه وام‌دار روشنگريهاى ابو ريحان بيرونى هستيم كه از وى به عنوان مردى خودپسند ياد مىكند كه دعاوى خود را با دليلهاى علمى مستند نمىسازد و از تدليس خوددارى نمىورزد و برخى احكام او نيز آشكارا نادرست است . در كتاب اسرار علم النجوم ابو معشر نيز حكايتهايى نقل شده است كه اين ارزيابى بيرونى را تأييد مىكند . دربارهء حالات ، روحيات ، رفتار و اخلاق ابو معشر نيز نكاتى در برخى منابع و به‌ويژه در اسرار علم النجوم ديده مىشود . او در خوردن و به‌ويژه در نوشيدن شراب افراط مىكرد و به هنگام پرى ماه ، دچار صرع مىشد . خود وى معتقد بود كه اگر يك سال از نوشيدن شراب پرهيز كند ، از صرع رهايى خواهد يافت . شاذان بن بحر شاگرد ابو معشر در جايى با وى به مناقشه مىپردازد و در درستى حكم وى اشكال مىكند و در جاى ديگر او را متهم مىسازد كه حكم خود را ، نه از راه تنجيم ، بلكه از روى شواهد عادى صادر كرده است و بر اين پايه ، به صراحت استادش را شياد مىخواند و ابو معشر بىآنكه درشتى كند ، در پاسخ به دلالت اوضاع و طبايع كواكب استناد مىورزد . همين شاگرد از سرّى سخن مىگويد كه ابو معشر به او آموخته و وى را از فاش ساختن و نيز فراموش كردن آن برحذر داشته است ، اما شاذان به رغم پذيرفتن اين شرط ، از بازگو كردن آن در كتاب خوددارى نمىكند . يك‌سخن ديگر نيز هست كه اگر راست باشد ، ما را از هرگونه گواهى ديگرى بر شيادى اين پرآوازه‌ترين منجم سده‌هاى ميانه بىنياز مىسازد . شاذان بن بحر ، پس از ذكر شرايط نجومى برخى احكام از قول ابو معشر ، پاسخ كم‌نظير و حيرت‌آور وى را در برابر اين پرسش خويش كه چرا اين شرايط را در كتابهاى خود نياورده است ، نقل مىكند ، آن پاسخ چنين است : هرگاه دانشمند همهء دانش خود را در كتابهايى كه تأليف مىكند ، بگنجاند و چيزى را نگفته باقى نگذارد ، خويشتن را به صورت ظرفى تهى درمىآورد ، مردم از او بىنياز مىشوند و فضل و رياست او برايشان از ميان مىرود .